معانی کلمه : چشایی
فرهنگ عمید
از حواس پنج گانه که با آن مزۀ چیزها دریافته می شود و آلت آن زبان است، ذائقه.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِ. ) یکی از حواس پنجگانه که با آن مزة چیزها را دریابند و آلت آن زبان است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
یکی ازحواس پنجگانه، که مزه چیزهارادریافت کند
۱ - عمل چشیدن ذوق . ۲ - ( اسم ) یکی از حواس ظاهره که با آن مز. چیزها را دریابند و آلت آن زبانست ذایقه .
۱ - عمل چشیدن ذوق . ۲ - ( اسم ) یکی از حواس ظاهره که با آن مز. چیزها را دریابند و آلت آن زبانست ذایقه .
مترادف و متضاد
چشش، ذایقه، ذوق ≠ بویایی
gustatory (صفت)
ذائقه ای، چشائی
taste (اسم)
سررشته، مزمزه، طعم، مزه، ذوق، سلیقه، چشایی، طعم و مزه چشی، چشاپی
