مزة. [ م َزْ زَ ] (ع اِ) می خوش مزه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مُزّة.
مزه . [ م ُ زَ / زِ ] (اِ) صورتی است از مژه . (صحاح الفرس ). رجوع به مژه شود.
۱. کیفیتی که از چشیدن یا نوشیدن چیزی احساس شود مثل شوری، تلخی، و شیرینی؛ طعم.
۲. [مجاز] خوراک مختصری که با شراب میخورند.
۳. [قدیمی، مجاز] بهره؛ نصیب.
〈 مزه دادن (داشتن): (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] خوشایند بودن.
لوس
لذت
لوس
چاشنی
ذائقه
گزک، نقل
لطیفه، شوخی، جوک
۱. طعم
۲. چاشنی
۳. لذت
۴. ذائقه
۵. لوس
۶. گزک، نقل
۷. لطیفه، شوخی، جوک