حس . [ ح َ س س ] (ع صوت ) آخ ! اُخ ! اوخ ! اوف !کلمه ای است که در گاه ناگهان خلیدن خار به تن و سوختن به اخگر و جز آن بر زبان رانند، اظهار تالم را.
صدای آهسته.
درک؛ ادراک؛ دریافت امری.
حساسیت
احساس، عاطفه
ادراک، دریافت، درک
۱. ادراک، دریافت، درک
۲. احساس، عاطفه
۳. حساسیت