Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منقطعه

تلفظ بین المللی : /mˌonq1atˈeʔeː/ تلفظ :‌ [m,onq1at'e?e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اخبار الدول المنقطعه
  • مقطعه
  • منقطع
  • منقطع بلند
  • منقطع خشک
  • منقطع کوتاه
  • نزدیکی منقطع
  • بطور منقطع شیپور زدن
  • حروف مقطعه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منقطعة. [ م ُ ق َ طِ ع َ ] (ع ص ) تأنیث منقطع. ج ، منقطعات . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منقطع و منقطعه شود. || المنقطعة من الغرر؛ اسبان که سپیدی پیشانی آنها از سر بینی تا غره ٔ چشم رسیده باشد. (منتهی الارب ). اسبانی که سپیدی پیشانی آنها از منخرین تا به چشم امتداد یافته باشد. (ناظم الاطباء).

منقطعه . [ م ُ ق َ طِ ع َ / ع ِ ] (از ع ، ص ) منقطعة. ج ، منق...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مونث منقطع ۲ - زنی که بنکاح انقطاعی در آمده باشد .
تانیث منقطع . یا المنقطعه من الغرر اسبان که سپیدی پیشانی آنها از سر بینی تا غره چشم رسیده باشد

کلمات مرتبط

  • اخبار الدول المنقطعه
  • مقطعه
  • منقطع
  • منقطع بلند
  • منقطع خشک
  • منقطع کوتاه
  • نزدیکی منقطع
  • بطور منقطع شیپور زدن
  • حروف مقطعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات