معانی کلمه : منقطع بلند
فرهنگ فارسی
گونهای از اجرای منقطع که در آن زمانِ به ارتعاش درآوردن نت، بلندتر از اجرای منقطعِ معمولی است
فرهنگستان زبان و ادب
{grand détaché (fr. )} [موسیقی] گونه ای از اجرای منقطع که در آن زمانِ به ارتعاش درآوردن نت، بلندتر از اجرای منقطعِ معمولی است
