معانی کلمه : منقط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نقطه دار.
فرهنگ معین
(مُ نَ قَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) نقطه دار، منقوط .
فرهنگ فارسی
نقطه دار
( اسم ) نقطه دار منقوط : [ ... کلاه زر کشیده در سر کشیده و قزاگند منقط مکوکب پوشیده ... ] ( مرزبان نامه .۱۳۱۷ ص ۲۹۹ )
( اسم ) نقطه دار منقوط : [ ... کلاه زر کشیده در سر کشیده و قزاگند منقط مکوکب پوشیده ... ] ( مرزبان نامه .۱۳۱۷ ص ۲۹۹ )
