Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ممزج

تلفظ بین المللی : /mˈamzadʒ/ تلفظ :‌ [m'amzadZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مزج
  • مزج کردن
  • مزجات
  • مزجاه
  • مزجل
  • مزجور
  • مزجی
  • مزجین
  • مرزجوش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ممزج. [ م ُ م َزْ زَ ] ( ع ص ، اِ ) جامه ای است قیمتی از قسم کتان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). نوعی جامه یعنی پارچه که زر در آن به کار می رفته است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : پس مأمون آن روز جامه خانه ها عرض کردن خواست و از آن هزار قبای اطلس معدنی و ملکی و طمیم و نسیج و ممزج و مقراضی و اکسون هیچ نپسندید. ( چهارمقاله ص 33 ).از زرکش و ممزج و اطلس لباس من چون خیمه خزان و شراع بهار کرد.خاقانی ( دیوان...

فرهنگ فارسی

( اسم ) جامه ای بود که از زر ممزوج یا چیز دیگر می بافته اند ( ترجمه چهار مقاله بانگلیسی . براون ص ۲۲ ) ( چهار مقاله ۳۳ ح ۳ ) : [ و از آن هزار قبائ اطلس معدنی و ملکی و طمیم و نسیج و ممزوج و مقراضی و اکسون هیچ نپسندید ( مامون ) و هم سیاهی درپوشید ... ] ( چهار مقاله ۳۴ - ۳۳ )

کلمات مرتبط

  • مزج
  • مزج کردن
  • مزجات
  • مزجاه
  • مزجل
  • مزجور
  • مزجی
  • مزجین
  • مرزجوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات