Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزجات

تلفظ بین المللی : /mˈazdʒɑt/ تلفظ :‌ [m'azdZAt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بضاعت مزجات
  • مزجاه
  • حافظ مزجاجی
  • مهجات
  • مزلات
  • مزوات
  • مزاجات
  • مزجاجی
  • مزجال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مزجات . [ م ُ ] (از ع ، ص ) مؤنث مُزجی ̍. چیز اندک وبی قدر. (ناظم الاطباء). اندک و بی اعتبار. (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). کم . ناچیز. قلیل . پست . ناقابل . اسم مفعول از ازجاء، به معنی چیزی به سهولت از جای به جای بردن . چون متاع قلیل به سهولت از جای به جای برده می شود لهذا متاع قلیل را بضاعت مزجات گویند. (از آنندراج ). برتقدیری از ازجاء باشد که باب افعال است . در اصل مزجیه بوده و بر وزن مکرمه حرف یا...

فرهنگ عمید

۱. چیز کم، اندک.
۲. بی قدر، پست و بد.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . مزجاة ] (اِ. ) چیز اندک و کم .

فرهنگ فارسی

مونث مزجی، چی کم، اندک، بی قدر، پست و بد
( اسم ) اندک و بی اعتبار کم و پست . یا بضاعت مزجات . ۱ - متاع قلیل کالای اندک . - علم اندک معرفت قلیل .

مترادف و متضاد

کم‌ارزش

اندک، قلیل، کم، ناچیز

۱. اندک، قلیل، کم، ناچیز
۲. کمارزش


کلمات مرتبط

  • بضاعت مزجات
  • مزجاه
  • حافظ مزجاجی
  • مهجات
  • مزلات
  • مزوات
  • مزاجات
  • مزجاجی
  • مزجال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات