مزجات . [ م ُ ] (از ع ، ص ) مؤنث مُزجی ̍. چیز اندک وبی قدر. (ناظم الاطباء). اندک و بی اعتبار. (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). کم . ناچیز. قلیل . پست . ناقابل . اسم مفعول از ازجاء، به معنی چیزی به سهولت از جای به جای بردن . چون متاع قلیل به سهولت از جای به جای برده می شود لهذا متاع قلیل را بضاعت مزجات گویند. (از آنندراج ). برتقدیری از ازجاء باشد که باب افعال است . در اصل مزجیه بوده و بر وزن مکرمه حرف یا...
فرهنگ عمید
۱. چیز کم، اندک. ۲. بی قدر، پست و بد.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . مزجاة ] (اِ. ) چیز اندک و کم .
فرهنگ فارسی
مونث مزجی، چی کم، اندک، بی قدر، پست و بد ( اسم ) اندک و بی اعتبار کم و پست . یا بضاعت مزجات . ۱ - متاع قلیل کالای اندک . - علم اندک معرفت قلیل .