Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ممتثل

تلفظ بین المللی : /momtˈasel/ تلفظ :‌ [momt'asel]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متمثل
  • مماثل
  • مماثلت
  • مماثله
  • ممتل
  • ممتلی
  • ممتلی شدن
  • ممتلی کردن
  • ممثل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ممتثل . [ م ُ ت َ ث َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از امتثال . پیروی شده و اطاعت شده : معلوم شد و فرمان اعلاه اﷲ ممتثل گشت . (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ اروپا ص 168). رجوع به امتثال شود.

ممتثل . [ م ُ ت َ ث ِ ] (ع ص ) مثل آورنده . داستان زننده . || داستان گوینده . || تصورنماینده و با خود صورت بن...

فرهنگ فارسی

نعت مفعولی از امتثال . پیروی شده و اطاعت شده : معلوم شد و فرمان اعلاه الله ممتثل گشت .

کلمات مرتبط

  • متمثل
  • مماثل
  • مماثلت
  • مماثله
  • ممتل
  • ممتلی
  • ممتلی شدن
  • ممتلی کردن
  • ممثل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات