کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ممتلی کردن
تلفظ بین المللی :
/mamtˈali kˈardan/
تلفظ :
[mamt'ali k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شن مالی کردن
گل مالی کردن
لجن مالی کردن
ماچ مالی کردن
ماست مالی کردن
دست مالی کردن
روغن مالی کردن
مبتلا و دچار کردن
مبتلا کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پرکردن لبالب کردن .
مترادف و متضاد
پر کردن، لبالب کردن، لبریز کردن، مملو کردن، آکندن
کلمات مرتبط
شن مالی کردن
گل مالی کردن
لجن مالی کردن
ماچ مالی کردن
ماست مالی کردن
دست مالی کردن
روغن مالی کردن
مبتلا و دچار کردن
مبتلا کردن
نظرات