Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ممتل

تلفظ بین المللی : /mˈamtal/ تلفظ :‌ [m'amtal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ممتلی
  • ممتلی شدن
  • ممتلی کردن
  • ممتلج
  • ممتلح
  • ممتلخ
  • ممتلذ
  • ممتلس
  • ممتلط
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ممتل. [ م ُ ت َل ل ] ( ع ص ) نعت فاعلی از امتلال. ( از منتهی الارب ). به کیش و شریعت درآینده. ( آنندراج ). آنکه در کیش و شریعت داخل می شود. ( ناظم الاطباء ). || شتاب رونده. ( آنندراج ). آنکه بشتاب می گذرد و می رود. ( ناظم الاطباء ). || کوماج کننده نان. ( آنندراج ). آنکه نان را در خاکستر گرم می پزد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به امتلال شود.

فرهنگ فارسی

نعت فاعلی از امتلال . بکیش و شریعت در آینده .

کلمات مرتبط

  • ممتلی
  • ممتلی شدن
  • ممتلی کردن
  • ممتلج
  • ممتلح
  • ممتلخ
  • ممتلذ
  • ممتلس
  • ممتلط
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات