Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مضطرب کردن

تلفظ بین المللی : /moztˈareb kˈardan/ تلفظ :‌ [mozt'aReb k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • مرطوب کردن
  • مضطرب
  • مضطرب الحال
  • مضطرب ساختن
  • مضطرب شدن
  • مضطرب از هیجان
  • مضطرب بودن
  • مضطرب هستم
  • چراغ مضطرب
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

آشفته کردن، پریشان کردن، مشوش کردن، بی‌قرار کردن، آشفته‌خاطر کردن، دل‌واپس کردن، بی‌تاب کردن، نگران کردن

fluster (فعل)دست پاچه کردن، گیج کردن، اشفتن، مضطرب کردن، عصبانی کردن، گرم شدن کلهagitate (فعل)تحریک کردن، بکار انداختن، پریشان کردن، تکان دادن، اشفتن، سراسیمه کردن، مضطرب کردنdistress (فعل)مضطرب کردن، محنت زده کردنalarm (فعل)مضطرب کردن، از خطر اگاهانیدن، هراسان کردن، اشوبناک کردنupset (فع...

کلمات مرتبط

  • مرطوب کردن
  • مضطرب
  • مضطرب الحال
  • مضطرب ساختن
  • مضطرب شدن
  • مضطرب از هیجان
  • مضطرب بودن
  • مضطرب هستم
  • چراغ مضطرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات