کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرطوب-کردن | کلماتور
معنی کلمه : مرطوب کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈartuːb kˈardan/
تلفظ :
[m'aRtu:b k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مرعوب کردن
محسوب کردن
مجذوب کردن
مرطوب
مرطوب ساختن
مرطوب شدن
مرطوب و سرد
مرطوب کننده
ریزدانه سازی مرطوب
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
damp (فعل)خیساندن، مرطوب کردن، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن، خیس کردنmoisten (فعل)خیساندن، تر کردن، مرطوب کردن، خیس کردن، مرطوب شدن، نمدار کردن، تر شدنwet (فعل)خیساندن، تر کردن، مرطوب کردن، خیس کردن، خیس خوردن، نمناک کردنmoist (فعل)مرطوب کردن...
کلمات مرتبط
مرعوب کردن
محسوب کردن
مجذوب کردن
مرطوب
مرطوب ساختن
مرطوب شدن
مرطوب و سرد
مرطوب کننده
ریزدانه سازی مرطوب
نظرات