کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستحمض
تلفظ بین المللی :
/mostˈahmez/
تلفظ :
[most'ahmez]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زال مستحاضه
مستحاضه
مستحضر
مستحم
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحضر کردن
متحمض
مستحمش
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مستحمض.[ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استحماض. شیر که دیر خفته گردد. ( منتهی الارب ). رجوع به استحماض شود.
کلمات مرتبط
زال مستحاضه
مستحاضه
مستحضر
مستحم
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحضر کردن
متحمض
مستحمش
نظرات