Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستحاضه

تلفظ بین المللی : /mˌasathˈɑzeː/ تلفظ :‌ [m,asath'Aze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زال مستحاضه
  • مستحاثه
  • مستحاله
  • غسل استحاضه
  • گریه ٔ مستانه
  • متحابه
  • مستانه
  • مستأرضه
  • مستأهل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( مستحاضة ) مستحاضة. [ م ُ ت َ ض َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحاضة. زنی که او را زیاده از ایام حیض خون آید. ( غیاث ) ( آنندراج ). زنی که خون حیض یا نفاس او افزون گردد بطوری که از عادت درگذرد، و فعل آن بصورت مجهول به کار رفته است. ( اُستُحیضت ) بسبب آنکه خارج از اختیار اوست. ( از بحرالجواهر ). زن که خون آید او را از رگ عاذل نه از حیض. زنی که همیشه حایض باشد. زن که خون بیند پس از روزهای عادت. ز...

فرهنگ فارسی

( اسم ) زنی که خون استحاضه از و آید جمع : مستحاضگان : و در زیر رگوی نوشته که : یعنی رگوی حیض مستحاضگان ...

کلمات مرتبط

  • زال مستحاضه
  • مستحاثه
  • مستحاله
  • غسل استحاضه
  • گریه ٔ مستانه
  • متحابه
  • مستانه
  • مستأرضه
  • مستأهل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات