معانی کلمه : مستانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. با خوشحالی، مانند مستان.
۲. مست کننده.
۳. (قید ) [مجاز] با حالت مستی.
۲. مست کننده.
۳. (قید ) [مجاز] با حالت مستی.
فرهنگ معین
(مَ نِ ) (ص . ق . ) مانند مستان ، همچون م ست .
فرهنگ فارسی
( صفت ) مانندمستان همچون مست : که حافظ چو مستانه سازد سرور زچرخش دهد زهره آواز رود.
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: مستانه (دختر) (فارسی) (تلفظ: mastāne) (فارسی: مستانه) (انگلیسی: mastane)
معنی: سرخوش و شاد، همراه با سرخوشی و شادی، ( در قدیم ) ( به مجاز ) با حالت سرخوشی و سرمستی، مستی آور
معنی: سرخوش و شاد، همراه با سرخوشی و شادی، ( در قدیم ) ( به مجاز ) با حالت سرخوشی و سرمستی، مستی آور
مترادف و متضاد
مستوار، مانندمستان، سرخوشانه، سرمستانه
صفت مستوار، مانندمستان، سرخوشانه، سرمستانه
