کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستحضر کردن
تلفظ بین المللی :
/mostˈahzar kˈardan/
تلفظ :
[most'ahzaR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
محضر کردن
مات و متحیر کردن
متحجر کردن
متحیر کردن
مستتر کردن
مستحضر
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحیر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
آگاه کردن، اطلاع دادن، خبردار کردن، مطلع ساختن، واقف ساختن ≠ غافل کردن، بیخبرگذاشتن
کلمات مرتبط
محضر کردن
مات و متحیر کردن
متحجر کردن
متحیر کردن
مستتر کردن
مستحضر
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحیر
نظرات