کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متحجر کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌotehˈadʒdʒer kˈardan/
تلفظ :
[m,oteh'adZdZeR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مات و متحیر کردن
متحیر کردن
متاثر کردن
متحیرکردن یا شدن
متحجر
متحجر شدن
متحجر کننده
متاجر
متجر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
petrify
(فعل)
گیج کردن، از کار انداختن، برجای خشک شدن، سنگ کردن یا شدن، میخ کوب شدن، متحجر کردن
کلمات مرتبط
مات و متحیر کردن
متحیر کردن
متاثر کردن
متحیرکردن یا شدن
متحجر
متحجر شدن
متحجر کننده
متاجر
متجر
نظرات