Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسبر

تلفظ بین المللی : /mˈasbar/ تلفظ :‌ [m'asbaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مسبرد
  • مسبرت
  • مسبره
  • ذو مخبر
  • امامزاده موسی بن محمد مبرقع
  • شهاب مخبر
  • کاتب مسبحی
  • مبر
  • مبرا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسبر. [ م ِ ب َ ] (ع اِ) مسبار. میل جراحت . (اقرب الموارد). رجوع به مسبار شود.

مسبر. [ م َ ب َ ] (ع اِ) محل آزمایش و اختبار و آگاهی از چیزی . (منتهی الارب ). || آنچه از علامت و نشان شناخته شود: حمدت مسبره و مخبره . (اقرب الموارد).

مسبر. [ م َ ب َ ] ( ع اِ ) محل آزمایش و اختبار و آگاهی از چیزی. ( منتهی الارب ). || آ...

فرهنگ فارسی

میل جراحت

کلمات مرتبط

  • مسبرد
  • مسبرت
  • مسبره
  • ذو مخبر
  • امامزاده موسی بن محمد مبرقع
  • شهاب مخبر
  • کاتب مسبحی
  • مبر
  • مبرا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات