Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مسبره

تلفظ بین المللی : /masbˈareː/ تلفظ :‌ [masb'aRe:]
لغت نامه دهخدا
  • باباافضل مقبره
  • باباطاهر مقبره
  • مبرهن
  • محبره
  • محبره دار
  • مساره
  • مسبحه
  • مسبر
  • مسبرد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مسبرة. [ م َ ب ُ رَ ] (ع اِ) نهایت و انتهای جراحت و زخم . (از ذیل اقرب الموارد).

مسبرة. [ م ِ ب َ رَ ] (ع اِ) مخبرة. (اقرب الموارد). منوال و طور و قاعده و طریقه و روش . (ناظم الاطباء).

مسبرة. [ م َ ب َ رَ ] (ع مص ) مصدر میمی است فعل سبر را. سَبْر. میل به جراحت فروبردن تا غور آن معلوم شود. (منتهی الارب ). || آزمودن ...

کلمات مرتبط

  • باباافضل مقبره
  • باباطاهر مقبره
  • مبرهن
  • محبره
  • محبره دار
  • مساره
  • مسبحه
  • مسبر
  • مسبرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات