معانی کلمه : مبرا
لغت نامه دهخدا
مبرا. [ م َ ] (ع اِ) محل قط قلم . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مبرا. [ م ِ ] (ع اِ) چاقو و قلمتراش واستره و تیغ دلاکی و تبر و هر ابزار برنده و تیز. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ). و رجوع به مِبراة شود.
فرهنگ عمید
کسی که پاک از تهمت است، تبرئه شده.
فرهنگ معین
(مُ بَ ) [ ع . ] (اِمف . ) تبرئه شده ، از تهمت پاک شده .
فرهنگ فارسی
تبرئه شده، کسی که پاک ازتهمت است
( اسم ) کسی که از تهمت پاک است پاک شده تبرئه شده : ای معرا اصل عالی جوهرت از حرص و آز وی مبرا ذات میمون اخترت از زرق و ریو . ( حافظ ) توضیح مبرا بهمین صورت صحیح است نه بصورت مبری زیرا این کلمه مهموز است .
محل ثط قلم
( اسم ) کسی که از تهمت پاک است پاک شده تبرئه شده : ای معرا اصل عالی جوهرت از حرص و آز وی مبرا ذات میمون اخترت از زرق و ریو . ( حافظ ) توضیح مبرا بهمین صورت صحیح است نه بصورت مبری زیرا این کلمه مهموز است .
محل ثط قلم
دانشنامه عمومی
شهر مبرا (به آلمانی: Nebra) در ایالت زاکسن-آنهالت در کشور آلمان واقع شده است.
wiki: مبرا
فرهنگ اسم ها
اسم: مبرا (دختر) (عربی) (تلفظ: mobarrā) (فارسی: مبرّا) (انگلیسی: mobarra)
معنی: پاک، منزه، آن که از تهمت پاک است، بری
معنی: پاک، منزه، آن که از تهمت پاک است، بری
مترادف و متضاد
بیگناه، تبرئه
بری، بیآلایش، پاک، عاری، منزه ≠ متهم، مجرم
۱. بری، بیآلایش، پاک، عاری، منزه
۲. بیگناه، تبرئه ≠ متهم، مجرم
