Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبا

تلفظ بین المللی : /mabˈɑ/ تلفظ :‌ [mab'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مَبا
  • مبا شه
  • رابطۀ مبادله
  • رابطۀ مبادلۀ نامساعد
  • روز مبادا
  • شادی مبارک
  • علی اباد مبارکه
  • علی مبارک
  • بازار مبادله فلزات لندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مبا. [ م ُ ] (اِ) روده ٔ گوسفند که از برنج و قیمه پر کرده پزند. (آنندراج ). یکنوع طعامی که از روده ٔ گوسپند پر کرده از مصالح سازند و مبار نیز گویند. (ناظم الاطباء) :
روده ٔ گند را کنند مبا
بود آن نیز روزی غربا.

یحیی کاشی (از آنندراج ).


رجوع به مبار شود.
مبا. [ م َ ] (فعل دعایی و نفرینی ) مخفف مبا...

فرهنگ فارسی

مباد : حال ما این است در فقر و غنا هیچ مهمانی مبا مغرور ما . ( مثنوی )
روده گوسفند که از برنج و قیمه پر کرده بپزند

کلمات مرتبط

  • مَبا
  • مبا شه
  • رابطۀ مبادله
  • رابطۀ مبادلۀ نامساعد
  • روز مبادا
  • شادی مبارک
  • علی اباد مبارکه
  • علی مبارک
  • بازار مبادله فلزات لندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات