Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبر

تلفظ بین المللی : /mˈabar/ تلفظ :‌ [m'abaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خبر مبر
  • امامزاده موسی بن محمد مبرقع
  • مبرا
  • مبرات
  • مبرت
  • مبرح
  • مبرد
  • مبردات
  • مبرز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مبر. [ م ُب ْ ب َ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل «مخمل » آورده است . و رجوع به دزی ج 2 ص 567 شود.

مبر. [ م ُ ب ِرر ] (ع ص ) ضابط. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). انه لمبر بذلک ؛ ای ضابط له کذا فی المحکم . (تاج العروس ). || قوی و توانا. || دوراندی...

فرهنگ فارسی

دزی در قوامیس

کلمات مرتبط

  • خبر مبر
  • امامزاده موسی بن محمد مبرقع
  • مبرا
  • مبرات
  • مبرت
  • مبرح
  • مبرد
  • مبردات
  • مبرز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات