مسام. [ م َ سام م ] ( ع اِ ) مسام الجسد؛ سوراخهای بن هر موی. ( منتهی الارب ). سوراخهای بن موی. ( دهار ). سوراخها و منافذ بدن ، چون رستنگاههای موی ، و آن را میتوان جمع سُم دانست به معنای سوراخ چون محاسن و حسن ، و یا واحد آن را مَسَم فرض کرد چنانکه واحد عوائد را عائدة گفته اند. ( اقرب الموارد ). منافذ بدن را گویند و آن جمعواحد مقدر یا محقق از سُم است که به معنی سوراخ می باشد مانند محاسن و حسن. ( از ...
فرهنگ عمید
سوراخ های زیر پوست بدن که عرق از آن ها دفع می شود.
فرهنگ معین
(مَ مّ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ سُمّ، سوراخ های ریز پوست بدن که عرق بدن از آن ها دفع می شود.
فرهنگ فارسی
سوراخهای ریزپوست بدن که عرق از آنهادفع می شود، جمع سم( اسم ) جمع مسم ( مسمم ) : ۱ - سوراخها. ۲ - سوراخهای باریک و ریز که در سراسر پوست بدن وزیر هر بن موی باشد و عرق از آنها بیرون آید جمع : مسامات . توضیح بعضی مسام را جمع سم بمعنی سوراخ دانسته اند . یا مسام جسد . سوراخهای بن موی . یا مسام جلد . سوراخهای پوست ( بشره ) : سیل از اطراف عیون بر طبقات زجاجی افتاده و مسام جلد زمین بمسامیر جلیدی درهم دوخته...