کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مسامحه-کار | کلماتور
معانی کلمه : مسامحه کار
تلفظ بین المللی :
/mˌosɑmˈeheː kˈɑr/
تلفظ :
[m,osAm'ehe: k'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فرصت طلب و مسامحه کار
مجامله کار
مسابقه تا پایان کار
مسامحه
مسامحه کردن
مسامحه داشتن
مسامحه شدن
مسافحه
مسامته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مسامحه کار. [ م ُ م َ ح َ / م ِ ح ِ ] ( ص مرکب ) سهل انگار. مسامح. متساهل. و رجوع به مسامحه شود.
فرهنگ فارسی
سهل انگار
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
neglectful (صفت)سر به هوا، مهمل، غافل، مسامحه کار، غفلت کارcareless (صفت)سرهم بند، بی دقت، لا ابالی، غافل، مسامحه کار، سبکسر، غفلت کار، لا قیدnegligent (صفت)بی دقت، غافل، مسامحه کار، غفلت کار، فرو گذار، برناسnonchalant (صفت)لا ابالی، مسامحه کار، اهمال کار، بی علاقه، بی حال، سهل انگار...
کلمات مرتبط
فرصت طلب و مسامحه کار
مجامله کار
مسابقه تا پایان کار
مسامحه
مسامحه کردن
مسامحه داشتن
مسامحه شدن
مسافحه
مسامته
نظرات