Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسافحه

تلفظ بین المللی : /masˈɑfehˌeː/ تلفظ :‌ [mas'Afeh,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ابن المسافحه
  • مسافح
  • مسافحین
  • مسامحه
  • مسامحه کار
  • مسامحه کردن
  • مصافحه
  • مصافحه کردن
  • فرصت طلب و مسامحه کار
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسافحة. [ م ُ ف ِ ح َ ] (ع ص ) تأنیث مسافح . نعت فاعلی از مسافحة. زانیة. زن بدکار. زنی پلیدکار. (دهار). ج ، مسافحات . رجوع به مسافح و مُسافَحة شود.

مسافحة. [ م ُ ف َ ح َ] (ع مص ) سفاح . زنا کردن . (منتهی الارب ). با کسی زناکردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار).فجور کردن و زنا کردن با یکدیگر. (اقرب الموارد)....

فرهنگ معین

(مُ فِ حِ یا فَ حَ ) [ ع . مسافحة ] (مص م . ) زنا کردن .

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) زنا کردن . ۲- ( اسم ) زنا.
زنا کردن

کلمات مرتبط

  • ابن المسافحه
  • مسافح
  • مسافحین
  • مسامحه
  • مسامحه کار
  • مسامحه کردن
  • مصافحه
  • مصافحه کردن
  • فرصت طلب و مسامحه کار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات