کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متنضح
تلفظ بین المللی :
/mˌotenˈazzeh/
تلفظ :
[m,oten'azzeh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
منتضح
منضحه
مترضح
متضح
متضحک
متضحی
متناحب
متناحر
متنجح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متنضح. [ م ُ ت َ ن َض ْ ض ِ ] ( ع ص )دور گردنده از آلایش و غیره. ( آنندراج ). || کسی که خود را بیگناه نگاهدارد و آن که خود را از گناه پاک کند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تنضح شود.
کلمات مرتبط
منتضح
منضحه
مترضح
متضح
متضحک
متضحی
متناحب
متناحر
متنجح
نظرات