کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متناحب | کلماتور
معنی کلمه : متناحب
تلفظ بین المللی :
/mˌotenˈɑheb/
تلفظ :
[m,oten'Aheb]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سری متناوب
سنکروترون با شیب متناوب
صورت متناوب
صافش دومرحله ای متناوب
غذادهی قطره ای متناوب
گروه متناوب
متناسب
متناسبه
متناوب
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متناحب. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) با هم پیمان نماینده و وعده نهنده به وقتی برای قتال و جز آن. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تناحب شود.
کلمات مرتبط
سری متناوب
سنکروترون با شیب متناوب
صورت متناوب
صافش دومرحله ای متناوب
غذادهی قطره ای متناوب
گروه متناوب
متناسب
متناسبه
متناوب
نظرات