کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متناحر | کلماتور
معنی کلمه : متناحر
تلفظ بین المللی :
/mˌotenˈɑher/
تلفظ :
[m,oten'AheR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متناذر
متناظر
متنافر
خط های متنافر
تصویر متناظر
مناحر
متناثر
متناحب
متناکر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متناحر. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) باهمدیگر حمله کننده و دست یقه شونده. || خانه های مقابل و روبرو. || گمراه و عدول کننده از راه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تناحر شود.
کلمات مرتبط
متناذر
متناظر
متنافر
خط های متنافر
تصویر متناظر
مناحر
متناثر
متناحب
متناکر
نظرات