کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متسامح | کلماتور
معانی کلمه : متسامح
تلفظ بین المللی :
/mˌotesˈɑmeh/
تلفظ :
[m,otes'Ameh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مسامح
مسامحت
مسامحه
مسامحه کار
مسامحه کردن
فرصت طلب و مسامحه کار
مسامحه داشتن
مسامحه شدن
متسامور دژ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متسامح. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) آسانی کننده همدیگر. ( آنندراج ). مهربان و شفیق با یکدیگر. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تسامح شود.
فرهنگ فارسی
آسانی کننده
کلمات مرتبط
مسامح
مسامحت
مسامحه
مسامحه کار
مسامحه کردن
فرصت طلب و مسامحه کار
مسامحه داشتن
مسامحه شدن
متسامور دژ
نظرات