معانی کلمه : مباکات
لغت نامه دهخدا
مباکات . [ م ُ ] (ع مص ) (از مباکاة عربی ) با کسی نورد کردن به گریستن . (زوزنی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . مباکاة ] (مص ل . ) با هم گریستن .

مباکات . [ م ُ ] (ع مص ) (از مباکاة عربی ) با کسی نورد کردن به گریستن . (زوزنی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.