Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غبرقه

تلفظ بین المللی : /q1ˌabarˈaq1eː/ تلفظ :‌ [q1,abaR'aq1e:]
لغت نامه دهخدا
  • غرقه
  • غرقه تن
  • غرقه خوست
  • غرقه ساحل
  • غرقه شدن
  • غرقه شده
  • غرقه کردن
  • غرقه کناره
  • غرقه گاه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غبرقة. [ غ ُ رُ ق َ ] (ع ص ) امراءة غبرقةالعین (کقنفذه )؛ زن فراخ و سیاه چشم . (منتهی الارب ). زن فراخ و لخت سیاه چشم . (آنندراج ).

( غبرقة ) غبرقة. [ غ ُ رُ ق َ ] ( ع ص ) امراءة غبرقةالعین ( کقنفذه )؛ زن فراخ و سیاه چشم. ( منتهی الارب ). زن فراخ و لخت سیاه چشم. ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • غرقه
  • غرقه تن
  • غرقه خوست
  • غرقه ساحل
  • غرقه شدن
  • غرقه شده
  • غرقه کردن
  • غرقه کناره
  • غرقه گاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات