کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غرقه-شده | کلماتور
معانی کلمه : غرقه شده
تلفظ بین المللی :
/q1ˈarq1eː ʃˈodeː/
تلفظ :
[q1'aRq1e: S'ode:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غرق شده
غره شده
هزینه غرق شده
غرقه
غرقه تن
غرقه خوست
غرقه ساحل
غرقه شدن
غرقه کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غرقه شده. [ غ َ ق َ / ق ِ ش ُدَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) غریق. در آب فرورفته. در آب مرده. در آب خفه شده. غارق. مغروق. غَرِق :
ای غرقه شده به آب طوفان
بنگر که به پیش تست زورق.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
غریق در آب فرو رفته در آب مرده در آب خفه شده
کلمات مرتبط
غرق شده
غره شده
هزینه غرق شده
غرقه
غرقه تن
غرقه خوست
غرقه ساحل
غرقه شدن
غرقه کردن
نظرات