معانی کلمه : غرقه گاه
لغت نامه دهخدا
غرقه گاه. [ غ َ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) جای عمیق از آب که امکان خلاصی در آن متصور نباشد. ( آنندراج ). غرقگاه. آنجا که غرق شوند :
بس کس که اوفتاد در این غرقه گاه غم
چشم خلاص داشت ، سفینه اش وفا نکرد.
بس کس که اوفتاد در این غرقه گاه غم
چشم خلاص داشت ، سفینه اش وفا نکرد.
فرهنگ عمید
جای غرق شدن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جای غرق شدن غرقه گاه .
