Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیبگو

تلفظ بین المللی : /ˈejbɡu/ تلفظ :‌ ['ejbgu]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عیبگوی
  • عیبگویی
  • عیبجو ی
  • عیبجو
  • عیبجویی
  • عیبگیری
  • عیبجوی
  • سهل العبور
  • سواره روِ عبوری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیبگو. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیب گوی. عیب گوینده. بدگوی. ( ناظم الاطباء ). عیب شمارنده :
عیب مردم فاش کردن بدترین عیبهاست
عیبگو اول کند بی پرده عیب خویش را.
آزاد.
و رجوع به عیبگوی شود.

فرهنگ فارسی

عیب گوی عیب گوینده بد گوی

کلمات مرتبط

  • عیبگوی
  • عیبگویی
  • عیبجو ی
  • عیبجو
  • عیبجویی
  • عیبگیری
  • عیبجوی
  • سهل العبور
  • سواره روِ عبوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات