Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیبجو ی

تلفظ بین المللی : /ejbdʒˈuje/ تلفظ :‌ [ejbdZ'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عیب یاب
  • عیب یاب فراصوتی
  • عیب یابی
  • ماشین عیب یاب ریل
  • عیبجویی
  • عیبجوی
  • عیبگوی
  • عیبجو
  • عیبگویی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیبجوی. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیب جوینده. عیبجو. کسی که کاوش معایب و بدی مردمان کند تا آشکار سازد. ( از ناظم الاطباء ) : چه گوید تو را دشمن عیبجوی چو بی جنگ پیچی ز بدخواه روی.فردوسی.چنین گفت کای داور تازه روی که بر تو نیابد سخن عیبجوی.فردوسی.از آهو همان کش سپید است موی نگوید سخن مردم عیبجوی.فردوسی.یکی را گفتندعیب هست ، گفت نه ، گفتند عیبجوی هست ، گفت بسیار، گفتند چنان دان که معیوبتر کس توئی. (...

فرهنگ فارسی

( عیبجو ی ) ( صفت ) ۱ - کسی که تفحص بدیها و معایب دیگران کند تا آنها را آشکار سازد ۲ - بدگوی مردمان .

کلمات مرتبط

  • عیب یاب
  • عیب یاب فراصوتی
  • عیب یابی
  • ماشین عیب یاب ریل
  • عیبجویی
  • عیبجوی
  • عیبگوی
  • عیبجو
  • عیبگویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات