Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیبجو

تلفظ بین المللی : /ˈejbdʒu/ تلفظ :‌ ['ejbdZu]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • عیبجو ی
  • عیبجویی
  • عیبجوی
  • عیبگو
  • عیبگوی
  • عیب جو
  • عیبگویی
  • عیسجور
  • سهل العبور
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عیبجو. [ ع َ / ع ِ ] (نف مرکب ) عیب جوی . عیب جوینده . که تفحص بدیها و معایب دیگران کند تا آشکار سازد. (فرهنگ فارسی معین ) (از ناظم الاطباء) : ازین نازک طبعی ، خرده گیری ، عیب جوئی ، بدخوئی ، که از آب کوثر نفرت گرفتن . (سندبادنامه ص 206).ز گفت ِ عیبجو مجنون برآشفت در آن آشفتگی خندان شد و گفت ... وحشی .و رجوع به عیبجوی شود....

مترادف و متضاد

ایرادگیر، خرده‌گیر، منتقد، نکته‌گیر ≠ عیب‌پوش


کلمات مرتبط

  • عیبجو ی
  • عیبجویی
  • عیبجوی
  • عیبگو
  • عیبگوی
  • عیب جو
  • عیبگویی
  • عیسجور
  • سهل العبور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات