معانی کلمه : سهل العبور
فرهنگ عمید
راهی که به آسانی بتوان از آن عبور کرد، آسان رو.
فرهنگ فارسی
راهی که باساننی از آن بتوان گذشت آسان رو مقابل صعب العبور .
مترادف و متضاد
پیمودنی ≠ صعبالعبور
approachable (صفت)
نزدیک شدنی، سهل العبور

پیمودنی ≠ صعبالعبور