کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عشقبازی کردن
تلفظ بین المللی :
/eːʃq1bˈɑzi kˈardan/
تلفظ :
[e:Sq1b'Azi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عشقبازی کردن با
بوسیدن و عشقبازی کردن
عشقبازی
عشقباز
عشق بازی
بریم عشق بازی کنیم
عشق بازی با سنگ
عشق بازی به یادماندنی
عشق بازی های چلینی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
make love (فعل)عشق ورزیدن، عشقبازی کردنgallant (فعل)عشقبازی کردن، ملازمت کردن، دلاوری کردن، زن بازی کردنflirt (فعل)طنازی کردن، لاس زدن، عشقبازی کردن، اینسو و انسو جهیدنgallivant (فعل)لاس زدن، عشقبازی کردن، ولگردی کردن...
کلمات مرتبط
عشقبازی کردن با
بوسیدن و عشقبازی کردن
عشقبازی
عشقباز
عشق بازی
بریم عشق بازی کنیم
عشق بازی با سنگ
عشق بازی به یادماندنی
عشق بازی های چلینی
نظرات