معانی کلمه : عشقبازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عمل عشق باز، عاشقی.
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع - فا. ] (حامص . ) ۱ - اظهار محبت عاشقانه ، عشق ورزی . ۲ - رابطة جنسی ، معاشقه .
فرهنگ فارسی
عمل عشقباز عاشقی شهوت پرستی .
مترادف و متضاد
۱. تجمش، عشقورزی، معاشقه، مغازله، ملاعبه، مهرورزی
۲. شهوترانی، لاسیدن
affair (اسم)
کار، امر، عشقبازی، کار و بار، مطلب
