Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عشقباز

تلفظ بین المللی : /ˈeːʃq1bɑz/ تلفظ :‌ ['e:Sq1bAz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • عشقبازی
  • بوسیدن و عشقبازی کردن
  • عشقبازی کردن
  • عشقبازی کردن با
  • عشقبیاز
  • عشق باز
  • مگس عشق باز
  • عشقدان
  • عقبات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عشقباز. [ ع ِ ] ( نف مرکب ) عشق بازنده. آنکه عشقبازی کند. عاشق پیشه. ( فرهنگ فارسی معین ). مرد شهوت پرست و عاشق و زن دوست. ( ناظم الاطباء ) : عشقبازان که به دست آرند آن حلقه زلف دست در سلسله مسجداقصی بینند.خاقانی.شهری بفتنه شد که فلانی ازآن ِ ماست ما عشقباز صادق و او عشقدان ماست.خاقانی.عشقبازان را برای سر بریدن سنت است بر سر نطع ملامت پای کوبان آمدن.خاقانی.شکّر و بادام بهم نکته ساززهره و مریخ بهم ...

فرهنگ عمید

عاشق، عاشق پیشه، کسی که عشق بازی می کند، آن که کارش عشق ورزی است: تو که در بند خویشتن باشی / عشق بازی دروغ زن باشی (سعدی: ۱۳۴ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آن که عشق بازی کند عاشق پیشه . ۲ - ( در هندوستان ) کبوتر باز .

کلمات مرتبط

  • عشقبازی
  • بوسیدن و عشقبازی کردن
  • عشقبازی کردن
  • عشقبازی کردن با
  • عشقبیاز
  • عشق باز
  • مگس عشق باز
  • عشقدان
  • عقبات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات