پستانداری اهلی از راستۀ گوشتخواران با حس شنوایی و بویایی بسیار قوی که برای پاسبانی خانه، نگهبانی گله، کمک به شکارچیان و عملیات جستجو از آن استفاده میشود.
〈 سگ آبی: (زیستشناسی) = بیدستر
〈 سگ هرزهمَرَس:
۱. سگی که به همهکس حمله کند و همه را گاز بگیرد؛ سگ ولگرد.
۲. [مجاز] کسی که بیسبب با دیگران دربیفتد و مردمآزاری کند.
«سگ شدن» کنایه از بداخلاق شدن و تنگ شدن خُلق.
س ُ گ(در گویش دماوندی):خُل (آب بینی بویژه هنگامی که روان باشد)، به کسی هم که اینگونه باشد میگویند سُگِن همانند خُلِن
تکیه ای: kuya
طاری: köva
طامه ای: kuɹa / kuɹe / kuwa
طرقی: köya
کشه ای: köva
نطنزی: kuya
سگ.
تازی، کلب ≠ گربه