معانی کلمه : سگ جانی
لغت نامه دهخدا
سگ جانی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) سخت جانی و حریص بودن. ( غیاث ) :
کسی کز روی سگ جانی نشیند در پس زانو
بزانو پیش سگساران نشستن نیست امکانش.
کسی کز روی سگ جانی نشیند در پس زانو
بزانو پیش سگساران نشستن نیست امکانش.
فرهنگ فارسی
سخت جانی و حریص بودن
