معانی کلمه : سگ جان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که در برابر امراض و سختی ها مقاومت بسیار داشته باشد، سخت جان، جان سخت.
فرهنگ معین
(سَ ) (کن . ) پُرطاقت ، مقاوم .
فرهنگ فارسی
تاب آورد سخت جان .
گویش مازنی
جان سخت – فرد بسیار مقاوم در برابر سختی ها
/sage jaan/ جان سخت – فرد بسیار مقاوم در برابر سختی ها
مترادف و متضاد
دیرزی
سختجان، مقاوم
