معانی کلمه : سگ بچه
لغت نامه دهخدا
سگ بچه. [ س َ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) توله سگ. بچه سگ. ( ناظم الاطباء ). توله :
نهاده اند زن و بچه من از سرما
بسان سگ بچه بتفوز بر در سوراخ.پس سگ بچه ای بخانه برد و مدتی در خانه تعهد میکرد. ( سندبادنامه ص 192 ).
نهاده اند زن و بچه من از سرما
بسان سگ بچه بتفوز بر در سوراخ.پس سگ بچه ای بخانه برد و مدتی در خانه تعهد میکرد. ( سندبادنامه ص 192 ).
فرهنگ فارسی
تولد سگ . بچه سگ
