معانی کلمه : رباعیه
لغت نامه دهخدا
رباعیة. [ رُ عی ی َ ] (ع ص نسبی ، اِ) مؤنث رباعی . آنچه از چهار تا ترکیب شود. (از اقرب الموارد). مؤنث رُباعی و رُباع . (منتهی الارب ) (از المنجد). || (اصطلاح منطق ) بر قضیه ٔ موجهه اطلاق شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به موجهه و کشاف اصطلاحات الفنون شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) مونث رباعی . ۲ - ( اسم ) چهار دندان که میان ثنایا و انیاب باشد . جمع رباعیات .
مونث رباعی آنچه از چهار تا ترکیب شود
مونث رباعی آنچه از چهار تا ترکیب شود
