معانی کلمه : دیندار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: din dār) آن که به مبانی دینی اعتقاد دارد و به دستورهای آن عمل میکند ، متدین .
مترادف و متضاد
باتقوا، بادیانت، پارسا، مومن، متدین، متشرع، متقی، مقدس ≠ بیدین، لامذهب

(تلفظ: din dār) آن که به مبانی دینی اعتقاد دارد و به دستورهای آن عمل میکند ، متدین .
باتقوا، بادیانت، پارسا، مومن، متدین، متشرع، متقی، مقدس ≠ بیدین، لامذهب