Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیبدار

تلفظ بین المللی : /dˈibdɑr/ تلفظ :‌ [d'ibdAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیبار
  • دیبارخ
  • دیدار
  • دیدار افتادن
  • دیدار امدن
  • دیدار خواستن
  • دیدار شدن
  • دیدار نمودن
  • دیدار کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیبدار. ( اِ مرکب ) دیودار. درختی است که آن را شجرةاﷲ و شجرةالجن خوانند و آن صنوبرهندی است و آن را دیودار نیز گویند چه در فارسی بای ابجد و واو بهم تبدیل می یابند. ( برهان ) ( آنندراج ). صنوبر هندی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دیودار شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نوعی است از تیره مخروطیان شبیه سرو دارای چوبی چرب و تند بو و برگهای ساده و پهن چوب آن بمصرف دکل کشتی میرسد . ۲ - درختی است مانند کاج و شیرهای دارد که سابقا بمصرف علاج لقوه میرسید صنوبر هندی شجره الجن .

کلمات مرتبط

  • دیبار
  • دیبارخ
  • دیدار
  • دیدار افتادن
  • دیدار امدن
  • دیدار خواستن
  • دیدار شدن
  • دیدار نمودن
  • دیدار کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات