کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دیدار امدن
تلفظ بین المللی :
/dˈidɑr ˈaːmdan/
تلفظ :
[d'idAR 'a:mdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیدار آمدن
باز دیدار آمدن
باز دیدار امدن
امانت دار
دیدار
دیدار افتادن
دیدار خواستن
دیدار شدن
دیدار نمودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( دیدار آمدن )
دیدار آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پدیدار گشتن رخ نمودن. ( یادداشت مؤلف ) : آب این بباید گرفتن و در خمی کردن تا چه دیدار آید. ( نوروزنامه ).
فرهنگ فارسی
( دیدار آمدن )
پدیدار گشتن .
کلمات مرتبط
دیدار آمدن
باز دیدار آمدن
باز دیدار امدن
امانت دار
دیدار
دیدار افتادن
دیدار خواستن
دیدار شدن
دیدار نمودن
نظرات