Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیدار نمودن

تلفظ بین المللی : /dˈidɑr nemˈudan/ تلفظ :‌ [d'idAR nem'udan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نمونۀ شماره دار
  • دیدار
  • دیدار افتادن
  • دیدار امدن
  • دیدار خواستن
  • دیدار شدن
  • دیدار کردن
  • دیدار گشتن
  • دیدار یافتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیدار نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ملاقات کردن. دیدن. یکدیگر را دیدن. ( یادداشت مؤلف ). || چهره نمودن. روی نمودن. چهره و رخسار و روی نشان دادن :
دیدار مینمایی و پرهیز میکنی
بازار خویش و آتش ما تیز میکنی.
سعدی.

فرهنگ فارسی

ملاقات نمودن .

کلمات مرتبط

  • نمونۀ شماره دار
  • دیدار
  • دیدار افتادن
  • دیدار امدن
  • دیدار خواستن
  • دیدار شدن
  • دیدار کردن
  • دیدار گشتن
  • دیدار یافتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات